عماد الدين حسن بن علي الطبري

131

مناقب الطاهرين ( فارسي )

زنى بود كه هر فرزندى كه وى بزادى ملك بودى . وى را گفت : خواهم كه لشكرى به روم فرستم . از پسران تو كدام لايق باشند ؟ زن گفت : پسر من يكى قلان نام دارد ، تندتر از گرگ و محيال‌تر از روباه است . و دوم فرخان ، مردى تند و تيز و در كارها نافذتر از سنان . سوم شهريزاد مردى حليم است . كسرا گفت : من حليم را اختيار كردم . چون لشكر به روم شد ، لشكر فارس غالب آمدند و بسيارى از شهرها و ولايتهاى روم خراب كردند و درخت زيتون ايشان ببريدند . و امير لشكر قيصر روم مردى بود يحنّس نام . و حرب ميان ايشان به اذرعات بود به بصرى ؛ و هى ادنى الشّام الى اهل العرب و العجم . و رسول عليه السّلام در مكّه بود . چون اين خبر به رسول عليه السّلام رسيد برنجيد و غمگين شد ؛ كه فارسيان مجوس بودند و ايشان را كتاب نبود و اهل روم نصارا بودند و اهل كتاب . چون كفّار اين حال بدانستند ، شماتت كردند و اظهار فرح و گفتند : برادران ما فارسيان بر روميان اهل كتاب غلبه كردند . ما نيز بر محمّد و اصحاب وى كه اهل كتابند غلبه كنيم ؛ كه ما نيز امّيانيم . و سهمى در دل اصحاب انداختند كه شما با ما حرب نكنيد و الّا آن رسد به شما كه به برادران شما رسيد از اهل روم . پس ابو بكر پيش كافران رفت و گفت : شما خرّم شديد به غلبهء فارسيان بر برادران ما . به خدا كه روميان غلبه كنند بعد اليوم . و رسول ما را خبر داده است بدين از وحى خداى عزّ و جلّ . ابىّ بن خلف الجمحى برخاست و گفت كه : دروغ مىگويى يا ابا فضل . ابو بكر گفت : دروغ تو گويى يا عدوّ اللّه ! ابىّ گفت : اگر راست مىگويى با من گرو بند به ده اشتر به سه سال . بر اين وجه شرط كردند . و اين قبل تحريم القمار بود .